برنامه ریزی و موفقیت
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧  

چگونه می‌توانیم یک برنامه‌ریزی استراتژیک داشته باشیم؟

 

«آینده را اگر ما نسازیم، دیگران برای ما خواهند ساخت. بهتر آنکه از معماران آینده باشیم نه از مدافعان زوال.» (استفن. جی. هاینز)

 

برنامه‌ریزی مهم‌ترین امر مدیریت و تغییر، رمز اساسی توفیق است؛ تا آنجا که می‌گویند: اگر نخواهیم چیزی را تغییر دهیم چرا زحمت برنامه‌ریزی را به جان بخریم؟

در سال‌های دهه 1980 شاهد تکوین استراتژی‌های گسترده در زمینه‌هایی چون مدیریت کیفیت جامع، تفویض اختیار، فعالیت تیم‌های کاری خودمختار، رهبری الهام‌یافته از ایده‌آل، خدمت به مشتری، استفاده از اهرم سرمایه‌گذاری، تنوع در تولید و صرفه‌جویی در هزینه‌ها بودیم.

امروزه تقریباً یک دهه بعد، در سال‌های 1990، استراتژی‌های نوتر شامل عوامل زیر شده است:

- انعطاف‌پذیری و فرصت‌جویی در دست‌یابی به کیفیت برتر

- طرح‌ریزی مجدد فرآیند انجام کار

- تسریع در تولید محصول نو

- رعایت ملاحظات زیست‌محیطی در تولید محصول

- تولید سفارش به صورت انبوه

مجموعه این عوامل الگوی مناسبی برای تجسم اهداف استراتژیک عرضه می‌کنند. جالب است که تلاشگران این عرصه اعتقاد دارند که حتی نقش برنامه‌ریزی و مدیریت سلامت و کارآ، برتر از نقش پول می‌باشد.

در دهه 1990 مشکلات اعتباری چنان اهمیتی یافت که در یادها خواهد ماند. اما طرفداران و منادیان برنامه‌ریزی برای پول نقش فائقه قائل نیستند. آنها جسورانه مدعی مقابله با همه مشکلات از جمله مشکلات اعتباری‌اند و  می‌گویند اگر واقعاً پول مایه اصلی موفقیت است پس چرا ژاپن و آلمان، مغلوب‌شدگان جنگ جهانی توانستند از میان خاکسترهای جنگ سرافراز درآیند.

با توجه به اصول اولیه ذیل هر سازمانی می‌تواند به نحو موفق و مفید از مزیت‌های برنامه‌ریزی بهره‌مند گردد:

اول، برنامه‌ریزی جزء لاینفک مدیریت و رهبری است و نمی‌توان آن را به صورت فعالیتی مستقل و یا امری متداول انجام داد و سپس به کنار نهاد. برنامه‌ریزی باید بخشی از یک نظام جامع استراتژیک باشد با هدف هدایت و راهنمایی فعالیت‌های حرفه‌ای و روزمره زندگی شما تا بتوانید به مقصود و ایده‌آلتان دست یابید.

دوم، معمولاً افراد آنچه را خود در ساختن‌اش سهیم هستند بیشتر حمایت می‌کنند، از این رو در قلمرو فعالیت‌های مدیریت و رهبری که برنامه‌ریزی استراتژیک نیز بخشی از آن محسوب می‌شود می‌بایست دخالت و مشارکت پیوسته کلیه کارکنان در سطوح مختلف سازمانی تضمین گردد، چرا که تهیه برنامه در واقع حساس‌ترین دستور کار یک سازمان در جهت ایجاد تغییر می‌باشد، در غیر این صورت حتی برنامه‌های خوب هم هرگز امکان اجرا نخواهند یافت. امروزه تنها امتیازی که یک سازمان را در طولانی‌مدت در مقابل سایر سازمان‌های مشابه شاخص می‌نماید داشتن یک «روش مدیریت» مخصوص خود است. مدیران اجرایی و مسئولان هر سازمان باید بتوانند به طور فعال با مشارکت دادن کارکنان خود ایده‌ها، مهارت‌ها و انگیزه‌های آنان را به شیوه‌ای موفق شکوفا کنند.

سوم، تفکر صحیح سیستمی (اندیشیدن معکوس) با تصور و تبیین آینده ایده‌آل سازمان شروع می‌شود و سپس با گذاری معکوس از مراحل استراتژیک، آن ایده‌آل را به واقعیت مبدل می‌کند. چنین توجه و تأثیری بر حصول نتیجه مورد علاقه وجه تمایز برنامه‌ریزی استراتژیک از سایر روش‌های برنامه‌ریزی است.

(بر‌گرفته‌شده از مقدمات کتاب توفیق در برنامه‌ریزی استراتژیک، ترجمه جواد کسروی)

به دنیای اندیشه و برنامه‌ریزی استراتژیک خوش آمدید!

بخش اول: برنامه‌ریزی برای برنامه‌ریزی کردن.

در این بخش بایستی با آموزش و سازماندهی به کارکنان سازمان آموخت که ما باید معلمان آینده باشیم نه مدافعان زوال. این آماده شدن قبل از شروع برنامه‌ریزی یعنی برنامه‌ریزی برای برنامه‌ریزی کردن را قدم اول می‌نامیم. در واقع این مرحله یعنی آموزش و سازماندهی است که موفقیت برنامه‌ریزی شما را حتی پیش از اقدام به تهیه برنامه‌ریزی استراتژیک تضمین می‌کند.

بخش دوم: تهیه برنامه استراتژیک

اگر همیشه همان کاری را که انجام داده‌اید تکرار کنید، همیشه همان را به دست خواهید ‌آورد که تاکنون به دست آورده‌اید.

در این بخش بایستی شما تصوری از آینده ایده‌آل داشته باشید که برای رسیدن به آینده ایده‌آل لازم است آینده ایده‌آل را برای خود خلق کنید.

وقتی به قدر کافی به تصویر آینده ایده‌آل خود فکر کردید می‌توانید نظرات خود را با گروه کوچک 4 الی 5 نفره و یا مستقیماً با تیم اصلی برنامه‌ریزی در میان بگذارید. هدف از انجام این مهم دست‌یابی به اتفاق نظر در مورد تبیین آینده ایده‌آل است. اغلب لازم است که ابتدا نکات و نظرات مقبول گروه را تک تک روی کاغذ بیاورید و سپس به تبیین نهایی تصویر خود که کوتاه، مثبت و الهام‌بخش است مبادرت ورزید.


کلمات کلیدی:
خوش بینی
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧  

خوش بینی به جای بد بینی

 

خوش بین ها بیش از بد بین ها عمر می کننند. یا خوش بین ها فقط یک بار می میرند و آن هم وقتی است که عمرشان به سر می آید، اما بدبین ها به خاطر ترس از همه چیز، هر روز می میرند.

 

می گویند: خوش بین ها بیش از بد بین ها عمر می کننند. یا خوش بین ها فقط یک بار می میرند و آن هم وقتی است که عمرشان به سر می آید، اما بدبین ها به خاطر ترس از همه چیز، هر روز می میرند.
فلینگمن؛
روانشناس معروف می گوید: شواهدی موجود است که نشان می دهد خوش بینی، نظام مصونیت بدن را تقویت می کند و به عکس، بدبینی نظام دفاعی بدن را ضعیف می کند.


با
این وجود، نه خوش بین ها باید به خود غره شوند که خوش بین هستند، نه بدبین ها باید بر خود لعنت بفرستند که چرا بدبین هستند؛ چون هیچ کس خوش بین یا بدبین به دنیا نمی آید. آنچه ما را خوش بین یا بد بین می کند، اکتسابمان از الگوهای در دسترس است. اولین الگوی در دسترس نیز والدین هستند. ما از آن ها یاد می گیریم چه رفتاری داشته باشیم یا چه حالت هایی را بروز بدهیم. پس از آنها نوبت به اطرافیان می رسد و بالاخره، رویدادها و حوادثی که پیش می آیند یا فیلم هایی که می بینیم، ما را به سمت بدبینی یا خوش بینی سوق می دهند.


خوش
بین ها حتی حوادث بد را نادیده می گیرند و می گویند: الخیر فی ما وقع و به عکس، بدبین ها حتی رویدادهای خوب مهم را تصادفی و موقتی می پندارند.


وقتی
برای خوش بین ها مشکلی پیش می آید، نمی نشینند تا کسی به دادشان برسد؛ بلکه به دنبال راه حل می گردند و اگر کمکی هم ببینند، آن را با روی خوش استقبال می کنند، ولی بد بین ها زود تسلیم می شوند و می گویند: قسمت چنین بوده است و بعد زانوی غم بغل می گیرند.


خوش بین ها در هر رویدادی، همیشه بهترین وضعیت را پیش بینی می کنند. برای مثال اگر آسمان ابری شود، خوش بین می گوید: نمی بارد یا اگر ببارد، موجب برکت خواهد بود، ولی بدبین می گوید: این ابر موجب باران شدیدی می شود و خانه همه را خراب می کند. حال اگر بر حسب اتفاق، نظر بدبین در واقعیت تایید شود، دیگر هیچ چیز جلودارش نیست و برای هر موضوعی، آن روز را مثال می آورد. غافل از اینکه بدبینی، هاله ای از تیرگی دور او ایجاد کرده، زندگی را برایش سخت و تاریک می کند. بدبین ها حتی در خواب نیز آشفته حالند.
زاآنکه او ویرانه بد در خانه اش
شد به خواب اندر همان جا منظرش


کلمات کلیدی:
زندگی نامه افراد موفق ایرانی = پییر امید یار
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧  

پییر امیدیار در سال ۱۹۶۷ در شهر پاریس بدنیا آمد و در سنین کودکى  به همراه خانواده به ایالت مریلند مهاجرت کرد. وى اولین برنامه کامپیوترى خود را در سن ۱۴ سالگى براى کتابخانه مدرسه اى که در آن مشغول تحصیل بود نوشت.

 

 در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه Tufts University در رشته کامپیوتر فارغ التحصیل و در یک شرکت بعنوان برنامه نویس سیستمهاى Macintosh مشغول  کار شد.

 

 سپس در یک شرکت وابسته به Apple بنام Claris مشغول کار شد.

 

 در سال ۱۹۹۱ در تاسیس یک شرکت نرم افزار به نام Ink Development Corp همکارى کرد. این شرکت سپس به eShop تغییر نام داد . eShop در سال ۱۹۹۶ توسط شرکت Microsoft خریدارى شد.امیدیار سپس به شرکت General Magic که توسط Apple حمایت می شد پیوست.

 

Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد و برای آنکه شیرینى از آن خارج شود باید سر عرسک را به پایین فشار داد.

 

شبى در سال ۱۹۹۵ امیدیار مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با دوست دختر خود که عاشق جمع آوری Pez بود , مشغول خوردن شام بود که دوست دخترش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو را ندارد گله کرد.

 

 امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند.

 

 بنابراین امیدیار در وب سایت کوچک خود براى دوست دخترش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Webگذاشت. برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد, به کاربران امکان  لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون Pez ، دوست دختر او را نیز میداد.

 

 در مدتى کوتاه افراد بسیارى فروشنده و خریدار براى  اقلام لیست شده بروى سایت پیدا شدند. به تدریج تعداد کاربران این سایت زیاد شدند و معاملات بسیارى از طریق آن صورت گرفت . سپس مهندس جوان با مشاهده این موضوع تصمیم گرفت که  سایتى مجزا براى این کار ایجاد کند که با نام eBayشروع به کار کرد.

 

امیدیار با دریافت مبلغى بین ۲۵ سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.

 


بعد از ۹ ماه که اولین حراجى که در سایت eBay انجام شده بود , وى شغل خود در General Magic را رها کرد و تمام وقت خود را صرف سایت خود, براى eBay کرد.

 

 در سال ۱۹۹۸ او تصمیم گرفت براى رونق دادن به eBay از Meg Whitman که فارغ التحصیل رشته بازرگانى بود یارى بگیرد.

 

 بعد از مدتى eBay شعبه هاى در آلمان, ژاپن , کانادا و استرالیا ایجاد کرد و روز به روز رونق یافت.در پایان سال ۱۹۹۸ کاربران این سایت به ۲/۱ میلیون نفر رسیدند و درآمدى بیش از ۷۵۰ میلیون دلار را برای eBay به ارمغان آوردند.

 

ایده و طرح و برنامه ریزى این جوان ایرانى زاده  خلاق، و پشتکارش، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد آمریکا قرار داد.

 


امیدیار در سال ۲۰۰۰ علاوه بر eBay , در هیئت مدیره ePeople نیز مشغول به کار شد.

 

در سال ۱۹۹۹ پییر امیدیار با همان دوست دختر خود که عاشق کلکسیون Pez بود ازدواج کرد. حالا همسر امیدیار بیشتر از ۴۰۰ عدد Pez در کلکسیون خود دارد.

 


من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند, معتقد هستم.” امیدیار

 


گفته هائى درباره پییر امیدیار:

 


من سعى کردم تا یک پیراهن ورزشى امضاشده توسط Michael Jordan را در مغازه خود بفروشم ولی نتوانستم. سرانجام آن را در سایت eBay عرضه کردم و توانستم آن را بسرعت بفروشم.آن وقت تصمیم گرفتم که مغاز خود را ببندم و کاسبى خود را در eBay ادامه دهم.” James Finnegan

 


پییر امیدیارشخصى است با استعداد و با پشتکار، و میتواند چندین پروژه را باهم پیش ببرد. او فردیست آرام ولى بسیار متکى به نفس.
 تلاش امیدیار همیشه براى عرضه ساده و مفید تکنولوژى جدید  براى مردم عادى است. Steve Schramm

 


کلمات کلیدی:
عشق - علاقه و محبت
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧  

علاقه و محبّت

در نهایت جمعبندىها، باید زوجین به این نتیجه برسند که یکدیگر را دوست دارند و مىتوانند دو دوست صمیمى و متحد باشند، نه این که به علت برخى ملاحظات خاص، تصمیم به این پیوند بگیرند، و همه مىدانیم که در محیط دوستى و عشق، بسیارى از ایثارها و گذشتها رخ مىنماید.
خلاصه، زوجین باید یکدیگر را دوست بدارند.

3 ـ پرهیز از ازدواجهاى تحمیلى

بزرگان و پدر و مادر و اساتید، حتماً باید زوجین را راهنمایى کنند و راه و چاه را به آنان بنمایانند.
زوجین نیز باید این را خوب بدانند که مشاوره با دیگران در امر ازدواج بسیار پسندیده است و ممکن است عقل خود آنان که جوان هستند، درست رهبرى نکند، اما به هرحال، تصمیم نهایى براى ازدواج، مربوط به خود زوجین است.

4 ـ هماهنگى بینش

بینش عبارت است از مجموعه برداشتهاى مذهبى، خانوادگى، سیاسى و اجتماعى که باید میان زوجین در این امور، هماهنگى نسبى وجود داشته باشد.
اختلافهاى بینشى، اگر بسیار متفاوت باشند، اختلافات و مشکلاتى بسیار در زندگى آینده زوجین در پى خواهند آورد.

5 ـ اختلاف سنّى

نباید میان مرد و زن اختلاف سنّى واضحى وجود داشته باشد; چرا که در سنین مختلف، برداشتها و حال و هواهاى مختلف داریم که در صورت اختلاف سنى بسیار، مىتواند مشکلآفرین باشد.

6 ـ برخورد با مسائل آینده زندگى

امورى چون شغل همسر، میزان کارکردن، مسکن، وضعیت اقتصادى و انتظارهایى که زوجین از یکدیگر دارند، باید بررسى شود و تواناییهاى آینده، مورد بحث قرار گیرد و وعدههاى بیجا و بىمورد به یکدیگر ندهند.

7 ـ مسائل اقتصادى

نزدیکى نسبى وضع اقتصادى در زوجین باید رعایت شود.
گاهى یکى از زوجین که در وضعیت خوب اقتصادى است و در زندگى زناشویى در وضعیتى نامناسب قرار مىگیرد، نمىتواند با وضعیت جدید خود را تطبیق دهد ـ و این موضوع باید پیش از ازدواج بررسى شود.

8 ـ مسائل خانوادگى و محیطى

یمعمو هر یک از زوجین تحت تأثیر ژن، آداب و رسوم و وضعیت اقتصادى حاکم بر خانواده خود، به یک دسته آداب و احکامى عادت کرده و پاىبند شده است که ممکن است با وضعیت طرف دیگر هماهنگى نیابد، و این مسائل باید به طور شفاف و بدون پردهپوشى با یکدیگر در میان گذارده شود.

9 ـ جهیزیه و مهریه

با توجه به این که در شروع شکلگیرى زندگى، افراط و تفریطها و انتظارهاى بیجا، باعث بروز مشکلات و فشارهاى روانى شدید بر زوجین مىشود، باید مواظب باشیم که در موضوع تعیین جهیزیه و مهریه، از کارهاى نمایشى، پُزدادنها و افراط و تفریطها به شدت بپرهیزیم و آنچه را به اعتدال و عقل و منطق، نزدیکتر است، انتخاب کنیم.
البته، هم در مورد جهیزیه و هم در مورد مهریه، رعایت حد منطق و نیازها، مطلوب و خوب است.

10 ـ مراسم عقد و عروسى

اغلب شاهد هستیم که مراسم عقد و عروسى، به علت این که از اعتدال و عقل و منطق خارج مىگردد، رنجآور و عذابآور مىشود; یعنى خرجهاى آنچنانى و فشارهاى روانى در اوّل زندگى به زوجین و خانواده.
ضمن این که مراسم عقد و عروسى، بسیار مطلوب است و حادثهاى است که یک بار در زندگى هر کس رخ مىدهد و باید حتى الامکان، به یادماندنى و خاطره انگیز باشد، باید مواظب باشیم که افراط و تفریط در کار نباشد.


کلمات کلیدی:
دوست داشتن - عشق ورزیدن
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧  

تو کسی را دوست داری این برای سلامتت مفیده ولی با خودت بیندیش چرا او را دوست دارم؟اگر خودت را دوست بداری و او را نیز دوست بداری و بدانی او نیز دوستت دارد سلامتی روانیت را تضمین کرده ای.ولی،اما،اگر

آدما را دوست بدار چون لیاقت دوست داشته شدن دارند

چون انسانند

چون قادرند حقشان را طلب کنند

چون حق خود را می شناسند

چون وظیفه ات است

چون اجتماعی هستی و به تنهایی هایت پایان می دهند

چون اگر نبودند تو با چه کسی تعامل میکردی؟و به کمال می رسیدی

او را آن گونه دوست بدار که حق اوست

نه نیاز خودت

سعی مان را میکنیم دوستانی خوب باشیم

چون پروردگارمان به ما ببالد

چون الگوی فرزندان مان واقع می شویم

چون نیازمندان را مرجع امید باشم

 


کلمات کلیدی:
26 راه موفقیت
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧  

1 . فهرستی از موفقیت هایی رو که تا کنون نصیبت شده رو تهیه کن .

 2. هر چند وقت یه بار به طبیعت برو و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزن

. 3.هر روز به جملات زیر و جملاتی از این قبیل فکر کن: . تا زمانی که خودتان نخواهید هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند . (تئودور روزولت) .روزی شخصی بودایی را فهش و ناسزا میداد ، بودا به وی گفت : از تو به خاطر این هدیه ی عالی تشکر می کنم ! اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم ، راستی اگر کسی به من هدیه ای دهد و من قبول نکنم به چه کسی تعلق خواهد داشت ؟ .خواه فکر کنید کاری را می توانید انجام دهید ، خواه فکر کنید که از انجام آن ناتوان هستید ، همیشه حق با شماست . (هنری فورد) .عشق از آن جهت به ما به ودیعه گذاشته شده که آنرا به دیگران ببخشیم .قلمرو خداوند درون ما انسانهاست . .هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید . .از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش و به دنبال رستگاری و سعادت خود باش

. 4.در تعطیلات آخر هفته فقط تفریح و استراحت داشته باش


کلمات کلیدی:
لطف خدا .. مجوز ورود به بهشت
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧  

روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است. دربان بهشت به مرد

گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید، کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید، بگوئید تا

من به شما امتیاز بدهم. مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، ۵۰ سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز

 به او خیانت نکردم. فرشته گفت: این سه امتیاز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد

 داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم. فرشته گفت: این هم یک امتیاز. مرد باز ادامه داد:

 در شهرنوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: این هم

دو امتیاز  مرد در حالی که گریه می کرد گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اینکه

خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته لبخندی زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی

 است و اکنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد!


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧  

انسان های موفق چه خصوصیاتی دارند

پنج خصوصیت انسان های موفق

خود آگاهی مثبت یا خودشناسی

افراد موفق کسانی هستند که از یک خودآگاهی واقعی برخوردارند. آنها در برابر پیش آمدهای ناگوار، نیازی به داروهای آرام بخش ندارند . آنها خود را به خوبی با مسائل و مشکلات زندگی تطبیق می دهند. افراد موفق خود را می شناسند و می دانند که هستند ، چه عقیده ای دارند و چه نقشی در زندگی ایفا می کنند و استعداد آنها چقدر است.
ما نیز می توانیم شخص موفقی شویم در صورتی که:

1- چشم خود را به امکانات و راه کارهای موجود باز کنیم .
2 - در تغییر وضع زندگی کنونی خود به نیروی کم نظیر باطنی خود متکی باشیم .

 افراد موفق در «حال» زندگی می کنند

عزت نفس

«من خودم را دوست دارم و به آنچه که از پدر و مادرم به من رسیده و در سرشت من به ودیعه گذارده شده ارج می نهم». این گفته ها نظر یک فرد موفق است. این گفته ها کلید اتکا به نفس در شخص است. شما می توانید از همین امروز از عزت نفس بیشتری برخوردار باشید به شرط این که :
ـ همیشه در زندگی آراسته باشید .
ـ در هر مکالمه تلفنی یا اولین ملاقات ابتدا نام خود را بر زبان آورده و خود را معرفی کنید. با ارج نهادن به نام خود ، عادت می کنید برای خود ارزش قائل شوید.
3- هنگامی که فردی از شما تقدیر می کند با کلمه ساده و مؤدبانه «متشکرم» جواب دهید.
ـ هنگام شرکت در سخنرانی و کنفرانس ها در جلوترین صف بنشینید و در صورت امکان بحث کوچکی در جلسه داشته باشید .
ـ افراشته و مقتدرانه با حالت آرام و گام های بلند راه بروید، ثابت شده افرادی که چنین راه می روند به خود اعتماد دارند.
ـ با زبان مثبت و دلگرم کننده صحبت کنید و همواره لبخندی بر لبان داشته باشید.

 

 


کنترل خود و قبول مسئولیت

افراد موفق بر این باورند که خود آنها قادر به کنترل و جلوگیری ازحوادث زندگی بوده و هستند. ما هم از همین امروز برای تقویت حس قبول مسئولیت و کنترل خود وارد عمل می شویم به شرط این که :
ـ آشکارا و شرافتمندانه مسئولیت وضع کنونی خود را به گردن گیریم .
2- هر روزه در هر کاری این شعار مثبت را با خود داشته باشیم : «پاداش هایی که من در زندگی دریافت می کنم دلیل خدماتی است که انجام می دهم».
3- یک برنامه زمانی منظم برای کارهایتان در نظر بگیرید و کار امروز را به فردا واگذار نکنید.
ـ لحظه بیداری خود را نیم ساعت جلو بکشید و این نیم ساعت را به این سؤال پاسخ دهید که «چگونه وقت خودم را امروز برای انجام کارهای مهم تقسیم نمایم ».


خود انتظاری مثبت ( انتظار پیش آمدهای خوب برای خود )

ما معمولاً آنچه را که انتظار داریم به دست می آوریم . بهترین نشانه بارز و چشمگیر یک فرد موفق، خود انتظاری مثبت او است که در وی ایجاد یک خوشبینی کامل را می کند. پس از همین امروز برای خود انتظاری مثبت بیشتری وارد عمل شویم به شرط این که :
ـ از صبح تا شام با خود از مسائل و مطالب مثبت صحبت کنید و سعی کنید همیشه سازنده و سودمند باشید.
ـ به مشکلات به عنوان فرصتی برای کسب تجربه، به کار گرفتن خلاقیت و مهارت هایتان نگاه کنید.
ـ به سلامت خودتان توجه کامل داشته باشید و از استراحت کردن لذت ببرید. ورزش را فراموش نکنید.
ـ مکالمات روزمره شما نشان دهنده هیجانات درونی و سلامت شماست. پس همیشه صحبت های دلچسب و تقویت کننده روحی به خود و دیگران بگویید.
ـ با افراد خوشبین و موفق معاشرت داشته باشید.
ـ با شادی و خوشحالی از خواب برخیزید، در حمام آواز بخوانید، صبحانه را با فرد خوشبین و با نشاط صرف کنید. گاهی به موسیقی های شاد گوش کنید. کتاب ها و مقالات آموزنده و الهام بخش را مطالعه کنید .

 

 


وسعت نظر مثبت یا بلند نظری

افراد موفق در «حال» زندگی می کنند . آنها از تجارب گذشته پند می گیرند و از خاطرات خوش آن لذت می برند. افراد موفق هدف هایی را برای آینده قابل پیش بینی خود در نظر می گیرند که موجب فعالیت روزانه آنها می گردد. افراد موفق «مرگ» را آخرین مرحله زندگی نمی دانند. ما نیز می توانیم وسعت نظر داشته باشیم به شرط این که :
ـ از دیگران مانند برادران و خواهران خود مراقبت کنیم.
ـ برای همسر یا آن کسی که دوست داریم ارزش قائل شویم و با جمله «من تو را دوست دارم » او را دلگرم کنیم.
ـ به اشخاصی که نیاز دارند و منبع درآمدی ندارند کمک مالی بکنیم.
ـ یک یا دو زبان خارجی بیاموزیم و عادات آن ملت ها را یاد بگیریم
 

 

 

فیلسوف بزرگ یونانی، ارشمیدس گفته است : « یک اهرم با طول کافی و جای مناسب برای ایستادن به من بدهید. آنوقت من زمین را هم حرکت خواهم داد . »

هفت نوع اهرم وجود دارد :


1-دانش دیگران:
نخستین اهرم، اهرم دانش دیگران است. انسان های موفق مانند صفحه رادار عمل می کنند، بررسی افق های زندگی شان ، جستجو در کتاب ها، مجله ها، نوارها، مقاله ها و کنفرانس ها برای یافتن ایده ها و الهاماتی هستند که آنها را در دست یابی سریع تر به هدفهایشان یاری دهد.


2-انرژی دیگران:
دومین اهرم، استفاده از انرژی دیگران است. انسان های بسیار مؤثر همواره به دنبال راه هایی برای واگذاری و ارجاع کارهای کم ارزش به دیگران.

 

 


3-پول دیگران:
سومین اهرم، پول دیگران است. توانایی وام گرفتن از منابع مالی دیگران به شما امکان می دهد تا کارهای بزرگی را انجام دهید که اگر می خواستید هزینه آن را از منابع خودتان تأمین کنید امکان پذیر نبود.


4-موفقیت های دیگران:
چهارمین اهرم، استفاده از موفقیت های دیگران است. با مطالعه موفقیت های سایر مردم و سازمان ها می توانید کیفیت نتایج حاصله از کار خود را بسیار افزایش دهید.

 


5-شکست های دیگران:
پنجمین اهرم، اهرم شکست های دیگران است. بنیامین فرانکلین می گوید: « انسان می تواند قدرت تشخیص خود را بخرد یا آن را قرض بگیرد. اگر آن را بخرد تمام بهای آن را برحسب زمان و هزینه پرداخت می کند. اما با درس گرفتن از شکست های دیگران و بدون صرف وقت و هزینه در واقع این توانایی را قرض می گیرد.»

 

 


6-ایده های دیگران:
ششمین اهرم، ایده های دیگران است. برای ثروتمند شدن یک ایده خوب کافی است. هرچه بیشتر مطالعه، بحث و آزمایش کنید و بیشتر یاد بگیرید، بیشتر احتمال دارد به ایده ای برخورد کنید که پس از ترکیب با توانایی و منابع مالی تان از شما یک انسان موفق در رشته خودتان به وجود آورد.


7-ارتباط با دیگران:
هفتمین اهرم، اهرم ارتباط با دیگران است. هر کسی را که می شناسید . شما افراد زیادی را می شناسید که بسیاری از آنها ممکن است برای شما مفید باشند. چه کسی را می شناسید که بتواند این در را باز کند و شما را به افرا مناسب معرفی کند ؟
چه کسی را می شناسید که شما را در دست یابی سریع تر به هدفهایتان یاری دهد ؟ یک معرفی به فردی کلیدی می تواند روند زندگیتان را کاملاً تغییر دهد .


نقل از کتاب تمرکز روی هدف


کلمات کلیدی: